|
من ؛ خدا ( مطلب میهمان ) |
90/09/29
شاید مثل گذشته یا نه شاید مثل همیشه من ؛ تو ؛ تاریکی و تنهایی زمزمه هایی که گریزانم بود آرام بر لبم و آهسته در چشمانم گمانم این بار تو مرا خواهانی و من ؛ اعتراف ؛ تاریکی و تنهایی این بار تو مرا خواندی مثل ... همیشه خواندم و این بار خوانده شدم با تو من ؛ اشک ؛ تاریکی و تنهایی لذتی نیست در این همه من ؛ اشک ؛ تاریکی و تنهایی جز برای تو و تو یعنی هستی ؛ امید ؛ زندگی و بودنت یعنی بهشتی ابدی و این بار من خواهانم من ؛ نور ؛ یار و خدا
|
|
|
|
لينک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 12:22 توسط غلام بی بی فاطمه(س) |
|
|
|
|
امید |
90/09/24
امشب بیا تا معامله کنیم
من هر چه دیدم با ندیدن تو من هر چه رهایت کردم با دستگیری تو من هر چه بی چاره ام با چاره سازی تو من هر چه مرده ام با زنده بودن تو من هر چه کردم با ... (1)
عاصی نوشت : تویی "اله العاصین" جایی راهم نمیدن ؛ دلت برام ...
(1) یا مبدل السیئات بالحسنات
|
|
|
|
لينک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 19:52 توسط غلام بی بی فاطمه(س) |
|
|
|
|
عامی |
90/08/21
ای کاش دلواپسی هایم ارزشش را داشتندفال حافظ نوشت:  من نوشت : جانا سخن از زبان ما می گویی
|
|
|
|
لينک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 0:0 توسط غلام بی بی فاطمه(س) |
|
|
|
|
17 / 8 |
90/08/17
ناگزیریم از گذر ثانیه ها ؛ دقیقه ها ؛ ساعت ها ؛ ... و سال ها و چه بی رحمانه ، این کشتی زمان ما را به ساحل پایان نزدیک می کند آن طور که اکثر اوقات حرکتش را حس نمی کنیم و ناگاه ...
جان نوشت : امیر المؤمنین علیه و علی اولاده و آبائه آلاف التحیه و السلام " نفس المرء خطاه الی اجله " نفس های هر کس ، قدم هایش به سوی مرگ است
ته نوشت: ـ بعضی وقتا خودم هم این روز رو فراموش می کنم ، مثل امسال ـ بچه که بودم هیچ وقت فکر نمی کردم یه زمانی هم بزرگ میشم ؛ به نظرم هنوز در همون رؤیای کودکانه ام هستم یادگاری :  
 
|
|
|
|
لينک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 7:18 توسط غلام بی بی فاطمه(س) |
|
|
|
|
اشاره (مطلب میهمان) |
90/07/21
خمار خلسه ی گهواره مانده بودمتو مرا به جذبه ی تسخیر جسم و جان بردی و ... میزبان سماعم شدی اگر حسود نبودم تو را چنین که تویی می سرودم و در شهر به نعره می خواندم تقدیم به من ِ من
دل نوشت.. این دل نوشته ها را دوستش دارمهمه ی این واژه ها و کلمات را ... که نه! که تمام ی مقصود دلش را ... . اهل روزگار بدانند که من او را دوست می دارم. دعا نوشت.. همیشه آخر نوشته هام سه چیز از خدا خواستم و نوشتم. دوست ندارم این نوشته هم بی نصیب باشه اللهم عجل لولیک الفرج اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام اللهم ارزقنا شهادة فی سبیلک
یا حق
|
|
|
|
لينک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 12:54 توسط غلام بی بی فاطمه(س) |
|
|
|
|
گریه ی مادر |
90/06/12
منم و دلی شکسته ؛ منم و دستای بسته منم و نم نم بارون ؛ منم و چشمای گریون منم و غمی سراسر ؛ منم و گریه ی مادر منم و سینه ی پر درد ؛ منم و تاریکی سرد منم و بغض گلو گیر ؛ منم و قلبم و صد تیر منم و دعای دیریرن ؛ منم و رؤیای شیرین منم و چشم امیدم ؛ چون که من لطفتو دیدم تویی و رحمت بی حد ؛ تویی ای خدای سرمد
بارانی : _خسته ام ... _ باورم نیست که کریم ، رجاء را نادیده بگیرد _ برای سلامتی مادرتان دعا کنید |
|
|
|
لينک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 15:9 توسط غلام بی بی فاطمه(س) |
|
|
|
|
هوا |
90/06/09
عجب هواییه ؛ دلمو گذاشتم توی آتیش گردون و هی دارم تو این هوا می چرخونمش بیچاره دلم ، فقط خاکسترش باقی مونده هیچی مثل این هوا (1) دلو از بین نمیبره

... (1) مَنْ أَضَلُّ ممّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً منَ اللَّه. «کیست گمراه تر از کسی که پیروی هوای خود کند بی راهنمایی از خدا.» عنایتیه:
شاید به علت بدی هوا ، مدتی تعطیل باشم عید است ، خدا کند عود کنیم هوایی بی هواییم
|
|
|
|
لينک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 0:10 توسط غلام بی بی فاطمه(س) |
|
|
|
|
دخان |
90/06/01
از امروز رسم عاشقی رو بی خیال ( داخل پرانتز ) بیشتر با دخان حال می کنم* حالم از این همه عکس شهدا به هم می خوره(1) * یه مرده دارم(2) ؛ براش دعا کنین (1) شدیم عکس شهدا (2) دلم
|
|
|
|
لينک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 11:45 توسط غلام بی بی فاطمه(س) |
|
|
|
|
دل واپسی |
90/05/26
انگار تموم وجودمو داخل این ... کوچیک خلاصه کردن با شادیش ، شاد با غمش ، غمگین با خنده هاش ، خندون با گریه هاش ، بارونی تا میگیره انگار تموم دنیا روی سرم خرابه دله دیگه ، چکارش کنم
بی ربطانه: - احساس می کنم گناها دارن دلمو نیش میزنن - مار های خوابم خیلی قوی هستن ولی ...
*
بزرگی(۱) میگه اگه الان بارون بیاد ، زمسون کم بارونه ولی من دلم بارون می خواد
(۱) پدر عزیزم
|
|
|
|
لينک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 23:45 توسط غلام بی بی فاطمه(س) |
|
|
|
|
آهای ... |
90/05/19
آهای !!! کسی این جا نیست ؟! کسی صدامو نمیشنوه؟! این جا ... ته دلم ؛ ته قلبم ، اگه کسی صدا مو میشنوه جواب بده من این جا گیر افتادم ... این جا "خیلی" تاریکه
آهای ...
*
- نمیدونم مهمون تو هستیم یا سر سفره ی شیطون!!! - چه فرقی کردم تا قبل از مهمونی؟؟؟!!! - گناهام دارن خفم میکنن

|
|
|
|
لينک ثابت |
|
نوشته
شده در
ساعت 23:27 توسط غلام بی بی فاطمه(س) |
|
|
|